Informativa

Per migliorare il nostro servizio, la tua esperienza di navigazione e la fruizione pubblicitaria questo sito web utilizza i cookie (proprietari e di terze parti). Per maggiori informazioni (ad esempio su come disabilitarli) leggi la nostra Cookies Policy. Chiudendo questo banner, scorrendo questa pagina o cliccando qualunque suo elemento acconsenti all'uso dei cookie.

OK X
Globalist:
stop


Articoli e saggi in lingua straniera

لیبرال های ایرانی بی سوادند!


federica
luned́ 17 settembre 2012 07:35

http://bcoi.ir/archives/1126

سایت سینمای ایران: 20 سال زندگی در مسکو و به چشم دیدن فرو پاشی شوروی به تنهایی برای دیدار با شهیر ترین روزنامه نگار ایتالیایی کافی است. اما او (جولیتو کیزا) عضو پارلمان اروپا و رهبر کسانی است که می خواهند پرونده یازده سپتامبر را علیه آمریکا به لاهه ببرند! البته اگر لاهه بتواند بپذیرد! او فیلمساز نیست ولی فیلم صفر او درباره یازده سپتامبر منبع پژوهشی بسیار خوبی است که در جشنواره افق نو به نمایش گذاشته شد. این روزنامه نگار پیر شاخص فوق العاده ای برای فهم پوچی آنچیزی است در مغز لیبرالهای منور الفکر ایرانی می گذرد

*-  یازده سپتامبر چه تاثیری روی سینمای آمریکا و جهان گذاشت؟

هیچ تاثیری تقریبا روی سینمای رسمی نداشته است.فقط یک فیلم آنهم پرواز  ۹۳ بود که آنهم کاملاً دروغ و بر اساس اعلام های رسمی و مشتی شعار و تبلیغات و بر اساس روایات رسمی تولید شده بود. در مورد سینمای اروپایی نیز این واقعیت صادق است. عملاً آنها یک صلیب روی پرونده یازده سپتامبر کشیدند و آنرا بستند. این سینمای رسمی غرب است. اما بنده شخصا ۲۹ فیلم دیدم که در غرب ساخته شدند و خارج از محدوده ی رسمی است و به روایت رسمی این واقعه اعتراض دارند.

*- یک فیلم هم شان پن در اینباره ساخته است. دیدید؟

بله . فکر کنم دیدم.  این تنها فیلمی است که سعی کرده کورسویی و روزنه ای باقی بگذارد بعد از واقعه ولی در آنهم این نور زیاد نیست و فیلم بعدی هم متعلق به مایکل مور است اما دقت کنید این فیلمها علیه روایت رسمی این واقعه نیست. علیه آمریکا هست ولی علیه روایت رسمی این واقعه نیست.

*-  در آمریکا دوره ای به نام مک کارتیزم هست آیا بعد از یازده سپتامبر شاهد بازگشت این اتفاق هستیم؟

نه . بسیار بدتر! چراکه یازده سپتامبر آغاز رسمی بازی کردن با افکار میلیاردها انسان در جهان و تغییر روش اداره آن است. در این واقعه سلطه بر روی ارتباطات جمعی مطلقه است و متفاوت است با مک کارتیزم چون آنجا نوعی مبارزه و انتقاد دو جانبه سیاسی در ایالات متحده وجود داشت اما در این واقعه همگی دهانها دوخته شد زیرا هر فیلمساز یا متفکر حرفی می زد سریع دشمن کشور معرفی می شد. بگذارید این داستان را تعریف کنم تا بهتر متوجه عمق فاجعه شوید. من از سال ۲۰۰۷ تا ۲۰۰۹ نماینده پارلمان اروپا بودم.در سال ۲۰۰۸ فیلمم را در پارلمان اروپا نمایش دادم و ۱۷۰ نماینده را برای دیدنش دعوت کردم و نیز ۵۰۰ خبرنگار. در نمایش فیلم حتی یک نماینده پارلمان حاضر نشد به جز ۶ تن از دوستان صمیمی من و حتی یک خبرنگار جرات نکرد حضور داشته باشد!

*- در یک جامعه آزاد؟

بله در یک جامعه مثلا آزاد و برای همین میگویم وضع بسیار بدتر از مک کارتیزم است.

*- با این اوصاف آینده این سینما به کجا می رود؟

باید اذعان کنم سینمای آمریکا با همه این بحثها علایم انتقادی زیادی در خودش دارد. در این سالها یاد آوری می کنم فیلمهایی بحران کنونی را پیش بینی می کردند.اما آن چیزی که باید متوجه باشیم موزیک زیر صدای این جامعه است. ممکن است شما تک اثری داشته باشید که از حالت عادی و نرم تولید خارج می شود و انتقاد می کند اما موزیک زیر صدا و مسلط برجامعه دائماً یک چیز است و این موزیک اذهان را تحت سلطه دارد آنهم در وضعیتی که هم اینترنت و هم رسانه های صوتی و تصویری تحت سلطه ی این موزیک زیر صدا هستند و پدیده کنترل بر اذهان عمومی بسیار پر رنگ تر از هر عصر دیگری است. عملاً آینده و افقی که داریم کنترل تک تک افراد بشر از طریق اینترنت است و سینما فقط یک ابزار در این عملیات بزرگ است و عملا شاهد هستیم که سینما در این عصر نقش خود را توسط شبکه های اجتماعی کمرنگ تر می بیند. هدف نهایی که برای من به وضوح پیداست جدا کردن ابناء بشر از یکدیگر است و خواهید دید ایده ی سینمای سنتی کلاسیک از بین برود تا شما تنها فیلم را روی لب تاپ خود ببینید نه کنار دیگران.

*- یعنی سینما از بین می رود

برای اینکه امپراطور اگر باشید از هم فکری اینها باید جلو گیری کنید و دیگر هر اجتماعی خطرناک است و این حتی مساله کشور ما هم هست. در ایتالیا در بیست سال اخیر تعداد کسانی که به سینما می روند به یک دهم کاهش یافته. می دانید؟ فریب اینطور ایجاد می شود که شما در یک شبکه اجتماعی فکر می کنید دارید با جهان گفتگو می کنید در حالی که فقط خودت هستی و کامپیوترت و تو تبدیل به یک کالا می شوی و کل اطلاعاتت را کامپیوتر می گیرد و مثل هزاران نفر دیگر به شرکت های تبلیغاتی فروخته می شوی تا آنها برایت کالا بفرستند. الان دوره سلطه موتورهای جستجوست. گوگل، یاهو و. در حال تبدیل به مراکز اصلی اطلاع رسانی دنیا هستند و رسالت اصلی ما الان باید این باشد که مردم را از جلوی کامپیوتر ها بیرون بکشیم و به خیابانها بیاوریم

*- چطور چنین چیزی ممکن است؟ وقتی آنها بر رسانه ها مسلطند

سوال بسیار درستی است. این تغییر با یک بحران بسیار بزرگ ممکن می گردد که الان کلید خورده است. این جامعه رفاه زده از بین می رود. تا کنون مبنای جامعه غربی  بر پایه رفاه بسیار بالا بوده و حالا به نهایت رشد خود رسید. حالا سطح رفاه قشر متوسط سقوط می کند فلذا غرب و آمریکا با شرایطی مواجه می شوند که رفاه مردم به کف برسد و این حد نهایت سلطه بر افکار توده هاست . زیرا تاحدی می شود آدم رفاه زده را کنترل کرد ولی آدم گرسنه را نه. کسی که لنگ نان خود است را به سادگی نمی شود تحت اراده گرفت.ما در حال رسیدن به یک وضعیت بی سابقه جهانی می رویم و در جهان ۸۰ میلیون ثروتمند بمانند و الباقی مردم گرسنه. ببینید الان اینها دارند همدیگر را پیدا می کنند از هرکجای دنیا. الباقی فقط سعی می کنند ادامه حیات بدهند. ماجرا انگار به یک فیلم شبیه  می شود خواهید دید ساختار شهرها عوض می شود و قلعه هایی درست می گردد که پولدارها را از مردم عادی جدا می کند و الان کم کم اتفاق افتاده. در مکزیکو سیتی اگر بروید الان همینطور هست و پولدارها قلعه دارند و در مسکو هم همینطور است. در مسکو یک حالت شهرک مانندی است که اگر وارد آن شوید پلیس مسلح جلوی شما را می گیرد. در پاریس، رم و کیپ تاون هم هست. پس این روند شروع شده و این اختلاف طبقاتی باعث می شود که مردم نتوانند باهم زندگی کنند و باید بینشان دیوار باشد. این از نظر طبیعی و فیزیکی هم قطعی است. روزی می رسد که فقط پولدارها آب آشامیدنی داشته باشند. الباقی مردم نه! لذا کنترل توده ای افکار مردم غیر ممکن می شود و مصرف توده ای از بین می رود

*- یعنی انقلاب جهانی مستضعفین دور از دسترس نیست؟

من فکر می کنم در آغاز پدیده هایی از این دست هستیم و با تغییر عصری مواجهیم. از عصر رفاه به عصر گرسنگی و این مفهوم را کشورهای غربی درک نمی کنند که به حد نهایی رشد رسیده اند و منابع طبیعی محدودند. رشد اقتصادی بی انتها در سیستمی با منابع محدود غیر ممکن است. کره زمین منابع محدودی دارد.خب آیا می شود دائماً در سیستم بسته رشد کرد؟ انفجار پیش خواهد آمد. این قطعی است. اما سوال اساسی این است که آیا سردمداران جهان غرب به این مهم رسیدند؟ پاسخ این است خیر

*- اما در ایران لیبرالهای منورالفکر ایرانی  فکر می کنند آنچه در غرب رخ داد یک اتفاق ساده ی مدنی مبتنی بر دموکراسی است

خیلی اشتباه می کنند چون بازی تازه شروع شده. این اولین گلهای بهار ماست.این بحران بزرگ به این دلیل بزرگ است که طبقه متوسط جامعه ما را هدف گرفته. اینها خوب زندگی می کردند و حالا فقیر می شوند. اینها حیران شده اند و برای آمریکا و کانادا و اروپا و استرالیا همین وضع عیناً رخ داده چون رشد اقتصادی ناگهان متوقف شده است. ببینید در کشورهای اروپایی همه در حال پس رفتند و خواهید دید آلمان هم سقوط می کند. این یعنی کاهش ثروت و فقر جدی برای طبقه متوسط

*- کشور ما به یک زبان محدود در منطقه ای از جهان صحبت می کند که جمعیت کمی به آن زبان مکالمه دارند. اما بیش از ۲۰ رسانه صوتی و تصویری و نوشتاری توسط اروپایی ها روی ایران کار می کنند. در ایتالیا هم اینطور است؟ در سایر کشورها؟

نخیر! اصلاً. بزرگترین منابع خبری ما بی بی سی جهانی و سی ان ان و مقداری رویترز و اسوشیتد پرسند. کس دیگری نیست.

*- این شبکه ها توسط انگلیس و آلمان و هلند و آمریکا و اینها اداره می شوند و قرار است ما را توجیه کنند که در غرب خبری نیست و در اوج رفاه و جامعه مدنی و دموکراسی زندگی می کنند ولی ما در انزوا و دیکتاتوری هستیم واقعاً اینطور است؟

من ۲۰ سال مسکو زندگی کرده ام و شاهد تخریب و از بین رفتن کمونیزم با همین سیستم بوده ام. فشار رسانه ای ایدئولوژیک واقعاً شدید بود و حالا همین شیوه را روی شما پیاده کرده اند پس باید دفاع کنید

*- چه روشی؟ وقتی تلویزیون ما (پرس تی وی) را در لندن تعطیل می کنند چه کار باید بکنیم؟

شیوه مبارزه عقد توافقات و ائتلاف با طبقه های روشنفکر غربی است که حقایق را می فهمند. راهکار این نیست که دروازه ها را ببندید. اشتباه شوروی را نکنید. درها را باز کنید و به دشمن یورش ببرید.

*- ما حمله کردیم اما آنها به بهانه های عجیب شبکه انگلیسی زبان ما را در کشورهای غربی یا بستند یا تهدید کردند.در حالی که العربیه و الجزیره و غیره دقیقا مانند پرس تی وی در سایر کشورها حضور دارند و پخششان از کشور خودشان است.

من درک می کنم ولی این جنگی بی رحمانه است. اما مژده می دهم این وضعیت برای غرب زیاد طول نمی کشد. پنج سال مبارزه کنید خواهید دید غرب فرو می شکند. سلطه آنها فقط رسانه ای شده است و دیگر خبری از بقیه ابزارهایشان نیست.این وضعیت هم دیری نخواهد پائید.

*- چرا اصرار دارند ایران از هم بپاشد؟

این نتیجه این است که شما در مقابل دیکتاتور عالم که می گوید حرف حرف من است ایستاده اید. پس باید یکی از بین برود. من از لحاظ تمدنی فقط ایران و چین را مقابل غرب می بینم که متفاوت حرف می زنند. پس نسخه ی من این است و در شوروی هم در عمل دیدم بستن مرز بی فایده است و اطلاعات مسموم از بالای مرز می آید. انفعال را باید رها کرد. حمله کنید. ایران باید حمله کند. باید ماهواره خودش را داشته باشد. باید با سیاست فرهنگی باز و گسترده و هزینه کردن بابت آن پیروزی را تسریع کند. باید گروه های تفکر با شناخت خوب از غرب ایجاد کنید و حمله یکطرفه را تحمل نکنید. باید توانایی حمله را تقویت کنید.مراکز جنگ شما رسانه و دانشگاه است باید در این مکان ها حمله را پاسخ بدهید. سخت افزار و تکنولوژی را باید بگیرید و ماهواره خودتان را داشته باشید تا یقه تان را نتوانند بگیرند. این مشکل شما نیست بلکه روسیه دارد، چین هم دارد.کشورهای دیگری هم به این مساله رسیده. آمریکای لاتین یک ذخیره بزرگ فکری است برزیل، ارگوئه، آرژانتین و ونزوئلا. با اینها متحد شوید. اینها تحت همین فشارند و در حال ساخت سیستم حمله اند. شما نیرو دارید پس باید اتحاد کنید و جلوی غرب سیستم دفاعی تشکیل بدهید البته الان قدرت به ظاهر به نفع آمریکاست ولی در حال تغییر است. ما در یک پرانتژ تاریخی هستیم و این قدرت حداکثر شش سال کمتر برایشان  باقی خواهد ماند و غرب دیگر مرکز سلطه بر جهان نیست و بزودی فرو می ریزد.

*-  این اتحاد چطور ایجاد می شود؟ تفاوت فرهنگی زیاد است. لیبرالهای ایرانی این اتحاد را باج دادن می دانند. آنها معتقد به بقای غربند و وضعیت غرب را سرنوشت لا بد من برای کل جهان می دانند.

اینجا باید ریسک کرد. باید تفاوت فرهنگی را پذیرفت و حصار نکشید و تفاهم کرد. حل این مساله تفاوت کلید پیروزی است. بله تفاوت ریسکهایی دارد اما اگر پیروزی را می طلبید باید جامعه شما و جامعه های دیگر تعامل کنند. مساله مهم این است که غرب یک بلوک یکپارچه نیست. چین هم تمدنی دیگر است و آنها هم سختی شما را دارند. باید با هم کنار بیائید.

*- لیبرالهای ایرانی می گویند:  شما با تن دادن به این مبارزه خودتان را فقیر تر و مستعمره چین و روسیه کرده اید و نمی توانید واقعیت سلطه غرب را تغییر دهید.

به این دوستان بگوئید سرمایه گذاری روی آمریکا و غرب خریدن بلیط هواپیمایی است که چند دقیقه بعد از پرواز سقوط می کند. کدام عاقل بلیط این هواپیما را می خرد- بعد به لیبرالیستهای ایرانی پوزخند می زند و ادامه می دهد -  به اینها بگوئید شما هیچ از نظم نوین جهان نمی دانید. لطفا بنشینید و کمی مطالعه کنید، درس بخوانید. یکبار هم شده کمی در این کشورها درست سفر کنید. اصلاً برای اینها بلیط یک هفته ای یونان بخرید بعد خودشان برایتان تعریف می کنند چه خبر است

*- خیلی هایشان در لندن هستند

خب این همان قلعه ایست که پلیس دورش را گرفته. روسهای پولدار هم لندن زندگی می کنند. احتمالاً لیبرالیستهای شما یا خودشان ثروتمند هستند یا آدم آن جمعیت اندکند  که اینطور علیه چهار میلیارد انسان حرکت می کنند. خواهند دید که رشد غرب بیکران نیست.

*- افق حضور ایران در رهبری این قیام جهانی چه خواهد بود؟

اعتقاد دارم باید شما زبان فرا ملی برگزینید. مثل ایالات متحده که یک قرن جهان را تحت سلطه داشت چرا؟ فقط زور؟ نخیر آنها منافع آمریکا را منافع همه جهان جلوه می دادند. ایران باید مرکزی باشد برای دیدن جهان آینده. به جهان برسانید که این جامعه فعلی جهان در حال نابودی است. به جهان بگوئید زندگی انسانی بهتر از مصرف گرایی است. ناچار ارزشهای منفی مثل حسد، همنوع کشی و اینها باید از بین برود مگر غیر از یک جهان و کرده زمین داریم؟ این رشد بی رویه زمین را نابود می کند هوای چین و آمریکا هوای همه جهان است.

من در سطح پیشنهاد به رهبر یا رئیس جمهور ایران نیستم ولی آرزو دارم رئیس جمهوری شما به جهان بگویند ما از شما هیچ نمی خواهیم. همین یک کره خاکی هست بیاید روی آن باهم زندگی کنیم.(برابر و با عدالت) باید عواملی که می تواند  موجب برچسب زدن به ایران  باشد را از بین برچسب هایی مثل اینکه ایران در پی سلطه است. دائماً این سیگنال را بفرستید تا ببینید غرب آشفته چطور جذب حرفتان می شود. بگوئید ما هیچ نمی خواهیم و فقط برای بقاء خودتان می گوییم. دیدید؟ غرب اصرار دارد ایران را نیروی متخاصم نظامی نشان بدهد. خب شما تصویر ایران را تغییر بدهید و استراتژی بیان کل جهان و خصوصاً غرب را مطالعه جدی کنید و زبان سخن با آنها را بیابید. ستاد مشترک شما دانشگاه است و باید آنجا مراکز تفکر تشکیل بدهید. صدهزار دانشگاهی می تواند برای  قدرت بیان عظیمی به شما بدهد. به این سمت باید رفت

(وقتی تایپ این مطالب تمام شد، کانادا به اتهام تهدید دائمی اسراییل از سوی ایران رابطه خود را با ایران قطع کرد. بی بی سی فارسی بیشترین پوشش را از این واقعه داد)

 

 
Connetti
Utente:

Password: